علائم ظهور

خرید بک لینک
برای زوج های جوان ساختمان نذر کنید. نذر داشته باشید یک ساختمان بسازید، بگویید خدایا من این شش ، هفت واحد را برای جوانان ساختم. دوسال ساختمان را نذر زوج های جوان کنید و بگویید ، در این دوسال هم خودتان را جمع کنید بیرون بروید که یکی دیگر بیاید. می گویم چرا ازدواج نمی کنی؟ می گوید نمی توانم، باید پنجاه میلیون پول پیش بدهم ، اجاره هم بدهم ، ندارم. هر شهری هزارتا آدم این کار را انجام دهند خیلی از مشکلات جوان ها حل شده است . همیشه منتظر دولت باشید بخواهد کاری کند خبری نیست. (استاد علی اکبر رائفی پور) « برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ، روی عکس کلیک کنید. » منبع : کانال موسسه مصاف masaf.ir علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

{امام مهدی(عج) در قرآن - شماره 22} حتمی بودن خروج سفیانی هوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ [انعام/۲] ترجمه: او کسى است که شما را از گِل آفرید، سپس مدتى را [برای شما عمر] مقرر داشت و اجل حتمى نزد اوست. با این همه شما [مشرکان در یگانگی و قدرت او] تردید مى کنید. آنگاه که امام باقر علیه السلام در توضیح این آیه فرمودند «دو گونه أجَل داریم؛ حتمی و غیرحتمی»، حُمرانِ بْنِ أعْیَن عرض کرد: من امیدوارم اجل سفیانی از نوع غیر حتمی باشد. امام فرمودند: نه، به خدا قسم که آن از امور حتمی است. (کلیدواژه آیات مهدوی، روضاتی، ص۱۲۵؛ الغیبه نعمانی، ص۳۰۱) Read the rest ادامه مطلب علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

« برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ، روی عکس کلیک کنید. » کاش تمام شود این روزهای سخت نبودنت... ******* پندانه مردی با دوچرخه به خط مرز می رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می پرسد « در کیسه ها چه داری؟ او می گوید (( شن )) مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت می کند، پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد. بنابراین به او اجازه عبور می دهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی شود. یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او می گوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و می دانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟ قاچاقچی میگوید : دوچرخه! بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می کند. امام علی علیه السلام : مَنِ اشْتَـغَلَ بِغَیْرِالْمُهِمِّ ضَیَّعَ الأَهـَمَّ. امام على علیه السلام فرمود: هر کس به کار غیر مهم بپردازد، کار مهم تر را تباه ساخته است! منبع : موسسه مصاف masaf.ir؛ برای دریافت فایل عکس در سایز اصلی و با کیفیت، از کانال تلگرام "مهدیاران" T.me/mahdaviat استفاده کنید. علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

{رمان مهدوی "ادموند" - شماره های 38 و 39} ادامه قسمت ۳۷ کارهای مقدماتی ازدواجشان انجام شده و صبح جمعه باز هم قبل از اذان ظهر ادموند و ملیکا به عقد هم درآمدند. هردو خانواده از این وصلت بسیار خوشحال و راضی به نظر میرسیدند، مراسم ازدواج آنها درنهایت سادگی در منزل آقای حسینی برگزار شد، درواقع این خواست قلبی هر دو خانواده بود و از انجام آن رضایت کامل داشتند. خانواده حسینی به هزینههای گزاف و ریختوپاشهای افراطی اعتقادی نداشتند، از طرفی خانواده پارکر هم ترجیح میدادند این مراسم بدون سر و صدا برگزار شود تا دیگران دیرتر متوجه اصل موضوع شده و به این ترتیب هم پسر و هم عروسشان در امنیت کامل باشند. عروس و داماد با جذابیت خاصی مرکز توجه همان جمع کوچک و صمیمی واقع شدند. گاهی اوقات زیبایی در سادگی است، نیازی نیست غرق در زرق و برق و لباسهای فاخر و گران شد تا چشمها را خیره کرد. گاهی میتوان زیبایی را در نگاههای پاک و معصومانه دو دلداده یافت که این عروس و داماد جوان جزء آن دسته بودند. ادموند جذابتر از همیشه، باوقار و متانت مثالزدنیاش و ملیکا زیبا، محجوب و پر از ملاحت و لطافت بر سر سفره عقد نشستند و با هم پیمان زناشویی بستند. البته بیشتر این زیبایی و جذابیت را مرهون لطافت روح و پاکی فطرتشان بودند که در ظاهرشان به تجلی نشسته بود. شماره 39 در ادامه مطلب ادامه مطلب علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

{امام زمان(عج) از منظر روایات - شماره 18} پاداش صبر کنندگان در عصر غیبت امام حسین علیه السلام فرمودند: «دوازده مهدی از ما هست که نخستین آنها علی بن ابی طالب و آخرین آنها نهمین فرزند من است که او امام قائم به حق است. خداوند زمین مرده را به وسیله ی او زنده می کند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند. «برای او غیبتی است که گروههایی در آن از دین برمی گردند و گروههایی دیگر بر آیین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند، به آنها گفته می شود: «این وعده کی خواهد شد اگر راستگو هستید؟»، آنانکه بر این آزارها و تکذیبها صبر کنند همانند کسی هستند که شمشیر به دست گرفته در پیشاپیش رسول اکرم جهاد می کنند». (بحار الانوار/ ج۵۱/ ص۱۳۳) فایل عکس نوشته در ادامه مطلب ادامه مطلب علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 212 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

{امام زمان(عج) در کلام علما و بزرگان - شماره 22} در آخرالزمان مشکل اصلی، خوبان هستند؛ نه کفار در آخرالزمان مشکل اصلی، آدمخوبها هستند؛ نه کفار و آدمهای بد. مثلاً روایتی نداریم که بگوید: از بس کفار مراکز فساد میسازند، ظهور به تأخیر میافتد! یا روایتی نداریم که بگوید: کفار از بس سلاح هستهای مخرب دارند، لذا حضرت ظهور نمیکند که مبادا آن بمبها را بر سر مسملین فرو بریزند به قول امام باقر برخی از فقها میخواهند حکم قتل حضرت را بدهند، ولی زورشان نمیرسد! (و لو لا ان السیف بیده لأفتى الفقهاء بقتله؛ سایت آیت الله بهجت؛مطلب ۲۱۴۸ و شرح أصول الکافی/ ۱/ ۵۶۳) همۀ مسائل برمیگردد به اینکه «خوبها باید خالص و خُلّص بشوند» مشکل این است که ما در بین خودمان ناخالصی داریم، اینها را باید درست کنیم. (حجت الاسلام پناهیان - حسینیه آیت الله حقشناس ره ۱۳۹۵/۰۷/۱۵) Read the rest ادامه مطلب علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

{حکایات و تشرّفات - شماره 18} هدیه احمدیه مرحوم میرزا محمدباقر آشتیانی نوشته اند که: روزی از پدرم مرحوم آیت الله حاج میرزا احمد پرسیدم تا بحال خدمت امام عصر رسیده اید؟ در پاسخم چند قضیه برایم نقل کردند (از جمله) : جزوه ای را ادعیه نوشتم و در فکر بودم اسمی برایش انتخاب کنم. در ضمن به کسی هم نگفتم چنین جزوه ای نوشتم. سیدی به منزل ما آمد و فرمود: "جزوه دعایی را که نوشته اید، اسم آن را تحفه احمدیه (هدیه احمدیه) بگذارید" بعد از آنکه رفت و من به فکر افتادم که او چه کسی بود؟ من که به کسی نگفته بودم. فردی را فرستادم بیرون را ببیند ولی هرچه گشت او را نیافت. (آقای استادی میفرمود: تحفه احمدیه بسیار زیاد چاپ شده و همین رایج بودنش، مطلب فوق را تایید میکند) (روزنه هایی از عالم غیب، ص۳۲؛ تالیف آیت الله سید محسن خرّازی) محتویات این جزوه: دعا برای آمرزش گناهان، جهت محفوظ ماندنِ بنا، وسعت رزق، رفعِ مَرَض، محفوظ ماندن از شر دشمن، دفع بلایا، دعای نور، جهت ادای قرض، دعای مستجاب و.... فایل عکس نوشته در ادامه مطلب ادامه مطلب علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

« برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ، روی عکس کلیک کنید. » برای ظهورت چه کرده ام؟ ******* پندانه توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم یکی گفت : بلند بگو گفتم : یک کلمه سه حرفیه *ازهمه چیز برتر است* تو جمعمون یه بازاری بود سریع گفت: پول تازه عروس مجلس گفت: عشق شوهرش گفت: یار کودک دبستانی گفت: علم بازاری پشت سرهم گفت : پول، اگه نمیشه طلا، سکه گفتم: ارباب! اینا نمیشه گفت: پس بنویس مال گفتم: بازم نمیشه گفت: جاه خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشه مادر بزرگ گفت: مادرجان، عمر! سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار دیگری خندید و گفت: وام یکی از آن وسط بلندگفت: وقت خنده تلخی کردم و گفتم: نه اما فهمیدم تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتی یک کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی آید ! هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم شاید کودک پا برهنه بگوید: کفش کشاورز بگوید: برف لال بگوید: حرف ناشنوا بگوید: صدا نابینا بگوید: نور و من هنوز در فکرم که چرا کسی نگفت: *خدا* منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان ؛ موسسه مصاف masaf.ir علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 229 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

{منجی در ادیان - شماره 22} منجی در هندو در آیین هندو، موعودِ نجات بخشی به نام «کلکی kalki» در پایان تاریخ، ظهور خواهد کرد. کلکی یا کلکین (Kalkin - Kalki) سوار بر اسبی سفید و با شمشیر آخته و شهاب گون ظهور می کند تا شرارت و ظلم را از ریشه بر کند و عدالت و فضیلت را برقرار سازد. [اسب سفید، نماد قدرت و فراگیری ست] او بر همهٔ قوای مخالف پیروز می گردد و زمین را از شرّ شاهــان درّنده خو نجات خواهد داد. (منابع: هفت آسمان، موحدیان، ش۱۲-۱۳ مقالات و بررسی، مقدم، دفتر۷۱، ص۲۹۳ منجی در ادیان، روح الله شاکری، ص۲۱۵) Read the rest ادامه مطلب علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

{رمان مهدوی "ادموند" - شماره های 40 الی 50} شماره 40 : شنبه ۱۵ اوت ۲۰۱۳، یک روز گرم در نیمههای تابستان، ادموند و ملیکا در خانه مشغول کارهای روزمره بودند و برای فردا که روز تعطیل بود برنامهریزی میکردند. ناگهان صدایی از طبقه پایین به گوش رسید، گویی آقا و خانم ونت وورث با کسانی با صدای بلند گفتگو میکردند، تا ادموند به خود آمد و خواست ببیند که چه اتفاقی افتاده است، کسی زنگ درب آپارتمانش را به صدا درآورد. با تعجب به یکدیگر نگاه کردند، ادموند برای باز کردن در پیشقدم شد و ملیکا هم به اتاق رفت تا حجاب کند. با وجود فاصله اتاق تا در ورودی خانه، ملیکا به وضوح صدای گفتگوی دو مرد غریبه را با او می شنید، ناگهان قلبش از جا کنده شد. سرآسیمه از اتاق بیرون آمد و دید که به دستهای شوهرش دست بند زده و دارند او را با خود میبردند. به سمت او دوید و پرسید: خدای من! چی شده علی؟! چرا بهت دستبند زدند؟ تو رو کجا دارند می برند؟ - ملیکا، عزیزتر از جانم، به من خوب گوش کن، اصلاً نگران نباش. فقط با آرتور تماس بگیر و بگو که خودش رو بهسرعت به ساختمان مرکزی اسکاتلندیارد برسونه، فعلاً به پدرم هم چیزی نگو، فکر نکنم موضوع مهمی باشه، فقط در حد چند تا سواله، نگران نباش، خب؟! دوست دارم... بقیه داستان در ادامه مطلب ادامه مطلب علائم ظهور...

ما را در سایت علائم ظهور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 208 تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 14:45

صفحه بندی